یازدهمین روز قطعی گاز در شهر
عدهای از دوستان را که صبح امروز به اعتراض به فرمانداری شهر رفتند با بدترین برخورد و توهین از فرمانداری بیرون کردند. و یکی از براداران اطلاعاتی که کمی مهربانتر بود به آنها گفت از گاز خبری نیست که نیست. پس خفه شوید. و این عین جملات ایشان بود.
مسئولین با نادیده گرفتن ما و عدم اطلاع رسانی به شایعات دامن میزنند. عده ای از منابع موثق نقل می کنند این وضعیت حداقل تا آخر بهمن ادامه پیدا خواهد کرد. امتحانات دانشگاهها تا اول بهمن کنسل شده است.
ما اینجا به شدت به کمک احتیاج داریم. نیروی انتظامی به جای کمک به مردم آنها را سرکوب می کند. نان در شهر پیدا نمیشود، نانواییها امروز به توزیع خمیر نان بین مردم پرداختند، حالا این خمیر را کجا باید بپزیم معلوم نیست. بازار سیاه خرید محصولات برقی غوغا می کند و همه در ترس از قطعی برق به سر میبرند.
وضعیت در خانه ما هم بحرانی شده کپسول گاز که تنها بخاری ما را روشن میکرد تمام شد و رفت پی کارش، در مرکز پر کردن کپسول به بابا گفتهاند دوشنبه بیاید نوبت بگیرد برای اینکه به او بگویند کی کپسولها را بیاورد تا پر کنند. متاسفانه بابا نتوانسته برای گاز پیکنیک هم فکری بکند. مامان سعی در تلطیف اوضاع دارد. اما من ترسیدهام. میتوانم بروم تهران پیش برادرم اما می خواهم تا آنجا که شد بمانم.
کاش حداقل کسی این وضعیت بحران زده را سر و سامانی می داد. کاش مقام معظم به جای سفر به مناطق گرمسیری مثل یزد به ما سر میزد. کاش کسی میگفت چه خبر است. کاش شما هم از ما بنویسید. راستش تا امروز سعی کردم با شوخی برگزار کردن ماجرا راحتتر تحمل کنم اما فکر می کنم دیگر نمیتوانم بخندم.
لطفا هر راهی که برای جلب توجه مسئولین به نظرتان می رسد بگویید.
نویسنده: قندیلک
